السيد محمد باقر الحكيم ( مترجم : فشاركى )
14
علوم القرآن ( علوم قرآنى ) ( فارسى )
سازگار با روح كلّى قرآن پديد آورد ، تا آن كه بخواهد كلمات رايج در عرف جاهليت را به كار ببرد ؛ به دو جهت : يكى آن كه كلمات شايع در عرف جاهلى ، بس دشوار است كه بتوانند با رعايت امانت ، معانى و مفاهيم اسلامى را برسانند ، زيرا ، زاييدهء تفكّر جاهلى و نيازهاى عصر جاهليتاند و صلاحيت باز نمودن دستاوردههاى اسلام ( يعنى مفاهيم و پديدههايى را كه با آن تفكّر ، هيچ ارتباطى ندارند ) را نمىتوانند داشته باشند ؛ ديگر اين كه ، تهيّه و تدارك اصطلاحات و نامهاى مشخّص كه اسلام به واسطهء آنها باز شناخته شود ، زمينه را مساعد خواهد ساخت تا يك كليشهء مخصوص به خود پيدا كند ، و نشانههايى پديد آيند كه حدّ فاصل ميان فرهنگ اسلامى و ديگر فرهنگها باشند . ناميدن « كتاب » براى سخن خدا ، اشاره است به پيوند سراسرى مضامين آن ، و يگانگى و يكپارچگى در اهداف و راه و روشهاى آن ، به گونهاى كه تمامى اجزاى آن را يك كتاب واحد مىگرداند . از سوى ديگر ، نام « كتاب » به گرد آورى كلام كريم در سطرها و صفحات مصحف نيز اشاره دارد . زيرا كتابت عبارت است از گرد آورى حروف و نگارش واژهها . امّا ، « قرآن » ناميدنش ، اشاره به حفظ آن در سينهها ، در پرتو فراوانى تلاوت آن و تكرار آن بر زبانهاست ، زيرا ، قرآن مصدرى است هم معناى قرائت ، و قرائت عبارت است از فراوان تكرار كردن و ياد آورى كردن متن ؛ بنابراين ، سخن ارجمند الهى ، مزيّت « مكتوب بودن » و « محفوظ بودن » را با هم دارد ، و خداوند متعال براى صيانت و ضمانت آن ، به « كتابت » و « حفظ » و قرائت آن به تنهايى بسنده نكرده است ؛ در نتيجه ، هم « كتاب » است و هم « قرآن » . يكى ديگر از نامهاى قرآن « فرقان » است . خداوند متعال فرمود : نَزَّلَ عَلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ وَ أَنْزَلَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِيلَ . مِنْ قَبْلُ هُدىً لِلنَّاسِ وَ أَنْزَلَ الْفُرْقانَ « 1 » ، « تَبارَكَ الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ عَلى عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعالَمِينَ نَذِيراً « 2 » . ريشهء اين لفظ معناى « جدا سازى » مىدهد . گويا اين نامگذارى به اين نكته اشاره دارد كه قرآن آن چنان پديدهاى كه به عنوان مقياس و معيار بازشناسى حقيقت ، در ارتباط با هر گونه
--> ( 1 ) آل عمران / 3 و 4 ( 2 ) فرقان / 1